مدیریت یا رهبری

مدیریت یا رهبری؟ کدام نقش را باید بر عهده بگیرید

زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه

مدیریت در مقابل رهبری

در این نوشته که برگرفته از صحبت های دارن هاردی است میخواهم درباره مدیریت یا رهبری صحبت کنم؟

انسان ها در اوایل کودکی ذاتا موجودات بسیار کنجکاوی هستند. 

سوال درباره همه چیزها امری طبیعی است. ما با میل و رغبت به دنبال یادگیری هستیم او عمدتا به دنیای پیرامونمان علاقه داریم. 

سپس به مدرسه می رویم و در بیشتر موارد، آموزش وپرورش به طور کلی به سوال های موجود در ذهنمان پاسخ می دهد.

موفقیت ما بر مبنای پاسخهای درست به سوالات طرح شده در آزمون هاست، نه سوالات بزرگ.

سپس وارد بازار کار می شویم و حالا «مقامات بالاتر» پاسخها را به ما دیکته می کنند و به ما گفته می شود چه کاری انجام دهیم و چه کسی را باید راضی کنیم تا بتوانیم به درجات بالاتر برسیم.

تمام ذات کنجکاوی طبیعی ما ریشه در خود ما دارد.

سپس خودمان به نقش ریاست وارد می شویم. در این مرحله تمام موفقیت ما به عنوان یک پسر یا دختر به تمام پاسخها مشروط می شود؛

و حالا شما باید خود را شایسته این مقام نشان دهید، به نحوی که با داشتن تمام پاسخها مرشد و معلم شوید.

هر کس دیگری که میخواهد به جایگاه شما برسد، کل روز در صف انتظار پشت در منزل شما برای چند دقیقه التماس می کند که شما عقل سلیم خود را به او اعطا کنید تا پروژه اش را جلو ببرد.

 

معضلی به نام ريیس

وقتی یک سازمان به پاسخها و موهبت رئیس وابسته می شود، کسب و کارها از حرکت می ایستند و سازمان ها از درون متلاشی می شوند.

در اینجا تمایز مهمی بین مدیریت و رهبری وجود دارد که من به شما می گویم:

مدیران پاسخ می دهند، رهبران سوال می کنند.

مدیران مدیریت می کنند، رهبران افراد را رهبری می کنند.

مدیران زیردستان را رشد می دهند، رهبران رهبران را رشد می دهند.

مدیران برنامه ها را دیکته می کنند، رهبران یک چشم انداز تعیین می کنند.

مدیران اصرار بر کنترل دارند، رهبران همکاری را القا می کنند.

مدیران همچنین به پاسخ دادن عادت کرده اند. آنها عادت دارند جهت و نظر بدهند.

 

این به آنها احساس ارزشمند و مهم بودن می دهد و جایگاهشان را تقویت می کند. همچنین، برخی مدیران ترجیح می دهند پاسخها را ارائه دهند چون تصور می کنند به این شکل در وقت گران بها صرفه جویی می کنند.

متاسفانه وقتی مدیران مرتب پاسخ می دهند، در یک چرخه ناکارآمد قرار می گیرند که در واقع اتلاف وقت زیادی در بر دارد.

در حال حاضر اعضای تیم به جای اینکه خودشان مسائل را حل کنند به دنبال حلال مشکلاتشان می گردند.

این از توانایی ایجاد راه حل های واقعی جلوگیری، رشد اعضای تیم را متوقف و در نهایت بهره وری سازمان را محدود می کند.

به علاوه وقتی اعضای تیم برای گرفتن پاسخ و جهت گیری به مدیر مراجعه می کنند، در واقع از خودشان سلب مسئولیت کرده و مسئله را به مدیر واگذار می کنند.

در نتیجه می توانند مدیر را به خاطر کمبودها و نرسیدن به هدفشان مقصر بدانند.

این دیگر تقصیر آنها نیست چون آنها راه حلی ارائه نکردند، بلکه مدیر این کار را انجام داده است.

مکلف کردن اعضای تیم برای کشف علت نرسیدنشان به هدف یا ایجاد یک راه حل مناسب برای یک مسئله با چالش، مسئولیت را به دوش آنها می اندازد.

 

حتما از خواندن این نوشته هم لذت میبرید: برترین مدیران عامل ۲۰۲۱ 

 

خب حالا چگونه همه این کارها را انجام دهید؟

یک تفاوت بین مدیریت و رهبری در این است که مدیران پاسخ می دهند، رهبران سوال می کنند

پاسخ ارائه ندهید.

در عوض هر سوالی را با یک سوال پاسخ دهید.

فکر کردن، یادگرفتن و رشد کردن را به افراد یاد دهید.

کلمبو معماهایش را با پرسیدن سوالات زیاد حل می کند. همان طور که همه کارآگاهان بزرگ در زندگی واقعی انجام می دهند.

من به عنوان رهبر سازمان های خودم میدانم که اشتباه مهلکی کرده ام که می خواستم با ارائه همه پاسخها عقل كل باشم.

با این کارم وابستگی بیشتری ایجاد کردم، سرعت بهره وری را مختل کردم و مسیر رشد را فلج کردم، به خصوص در بازار سریع، پرانعطاف و در حال پیشرفت امروز که در آن هستیم.

من برای جبران این اشتباهم به شدت خودم را از پاسخ دادن منع کردم.

با هر سوال یا مسئله ای می گفتم:

«شما چه فکر می کنید؟» یا

«پیشنهاد شما چیست؟»

و در ادامه بپرسید «چرا؟»

 

من صرفا نمی خواهم به پاسخهای آنها برسم، می خواهم فکرشان را رشد دهند. شرایط تغییر خواهد کرد.

پاسخهای مورد نیاز تغییر خواهند کرد، بنابراین شما نمی خواهید فقط به افرادتان در مورد پاسخ هایشان آموزش دهید، می خواهید به رشد و تکامل فکرشان کمک کنید.

به معلم مورد علاقه تان فکر کنید، کسی که واقعا در زندگی شما تغییری ایجاد کرد. آیا او به شما همه پاسخها را داد؟

نه، احتمالا نه.

آیا او شما را وادار کرد تا به دنبال پاسخ ها بروید؟

بله، احتمالا این طور بوده است.

آیا این معلم شما را در برابر پاسخهایتان مسئول کرد؛ قطعا.

اینها روش هایی هستند که رهبران بزرگ در کمک به یادگیری مردم، پرورش پتانسیل اطرافیانشان و رشد آنها به کار می گیرند.

 

توسعه مدیریت یا رهبری – چگونه می توان رهبرانی استثنایی پرورش داد؟

یادگیری رهبری یک چالش است اما آموزش آن به دیگران حتی یک چالش بزرگتر بوده است.

من قبلا به چند ویژگی اساسی رهبری اشاره کردم که شما باید در رهبران خود پرورش دهید

با الگو رهبری کنید.

قابل اعتماد باشید و سوال بپرسید.

 

فراتر از اینها من به باور درونی خودم اعتقاد دارم که شما باید به رهبرانتان آزادی بدهید تا دستانشان را کثیف کنند و به آنها اعتماد کنید.

در اینجا چیزی وجود دارد که من به عنوان یک رهبر متوجه شده ام

به نظر می رسد وقتی شما به افرادتان مسئولیت داده و اعتمادتان را به آنها نشان می دهید، ضریب هوشی و قدرت تصمیم گیری شان بدون مدیریت و تایید دو برابر می شود.

آموزش دهید، سپس به آنها اعتماد کنید. بگذارید آنها رهبری کنند.

 

یا رب نظر تو برنگردد

سروش صفدریان

 

خلاصه صوتی کتاب: تغییر در رهبری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.